خنده‌ای که درد را فریاد می‌کشد | درباره چارلی چاپلین، اسطوره خنده‌های تلخ + فیلم

  • کد خبر: ۳۸۶۶۷۲
  • ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۶
خنده‌ای که درد را فریاد می‌کشد | درباره چارلی چاپلین، اسطوره خنده‌های تلخ + فیلم
چارلی چاپلین که امروزه نامش میان اسطوره‌های کمدی جهان شنیده می‌شود، زندگی پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته و برخلاف لبخند هرچند تلخی که بر صورتش دیده می‌شود، سختی‌های بسیاری را تجربه کرده است.

به گزارش شهرآرانیوز، «چارلی چاپلین»، مردی که با یک کلاه نمدی کوچک، عصایی خشک و کفش‌هایی که همیشه یک شماره بزرگ‌تر بودند، بر صحنه‌ها آمد تا به جهان یاد دهد می‌شود به فاجعه خندید... و با همین خنده زنده ماند.

«چارلز اسپنسر چاپلین» در سال ۱۸۸۹ در لندن به دنیا آمد؛ در زمان و مکانی که فقر، یک وضعیت موقت نبود بلکه سایه‌اش تمام قد بر زندگی مردم می‌افتاد. چاپلین در سال‌های ابتدایی زندگی، پدر و مادرش را از دست داد و در همان روزگار بود که فهمید دنیا قرار نیست به کسی رحم کند و باید یاد بگیرد که به شکلی ریسمانی از زندگی درست کند و برای بقا به آن چنگ بزند؛ این ریسمان نجات‌دهنده برای چاپلین در صدای خنده‌ای یافت شد که سکوت صحنه نمایش صامت را می‌شکست.

مادر چاپلین در سنین کودکی او دچار جنون شد و او را با فضای تیمارستان آشنا کرد؛ مکانی که اغلب آدم‌ها می‌خندیدند تا زنده بمانند و گاهی هم زور خنده‌هایشان به سایه مرگ نمی‌رسید.

اجرا و رفتن روی صحنه نمایش برای چاپلین، یک انتخاب نبود، راه فراری بود تا او را از جهان فقری که دور تا دور او را احاطه کرده بود، برهاند. او این مسیر را از صحنه‌های کوچک تئاتر و نمایش‌های موزیکال در بریتانیا آغاز کرد. زمانی که پایش به آمریکا رسید، کسی نمی‌دانست این جوان نحیف با آن نگاهش غمگینش چنان قدرتی دارد که بتواند سینمای جهان را از یک سرگرمی صرف، به آینده‌ای تمام‌قد برای مخاطبانش در سرتاسر دنیا بدل کند؛ آینه‌ای که با لبخندی بی‌رحمانه، گَرد تلخ حقیقت را بر جسم و روح بیننده می‌پاشد.

بریده‌ای از فیلم «عصر جدید»، اولین فیلم ناطق چاپلین

چاپلین در استودیو‌های نمایش درس‌های بزرگی گرفت و آنقدر آزمون و خطا کرد تا رمز موفقیتی جهانی را به دست آورد. او فهمید که زمین خوردن و گرفتاری در غمی عمیق، اگر درست اتفاق بیفتد، می‌تواند شاهکاری عظیم خلق کند و این لحظه بود که «ولگرد» متولد شد؛ مردی بی‌خانه، بی‌پول، اما باشرافت؛ کسی که با کفش‌های بزرگش به دنیا لگد نمی‌زد و فقط تلاش می‌کند استوار راه برود تا تعادلش حفظ شود.

فیلم‌های چاپلین در ظاهر خنده‌دارند، اما کمی نگاهی عمیق لازم است تا کمی پشت پرده را ببینیم. پرده‌ای که تمام تلاشش را می‌کند تا زجر درونی انسان‌ها زندگی را پنهان کند، اما نبوغ چاپلین پرده را هم دور می‌زند و میان خنده‌ها و لبخند‌های تلخ و شیرین، این زجر‌ها را به صورتمان می‌کوبد.

او به فقر، بیکاری، جنگ، دیکتاتوری و تنهایی می‌خندد، نه اینکه بی‌اهمیت باشند، چون آن‌قدر جدی هستند که بدون خنده نمی‌شود تحملشان کرد. این دیدگاه در تمام آثار چاپلین قابل مشاهده است؛ در «عصر جدید» آدم‌ها پیچ و مهره می‌شوند. در «دیکتاتور بزرگ» یک دلقک از هیتلر خطرناک‌تر می‌شود و این‌گونه شد که طی این سال‌ها، چاپلین ثابت کرد گاهی برای گفتن حقیقت، تنها باید به زمین افتاد.

خنده‌ای که درد را فریاد می‌کشد | درباره چارلی چاپلین، اسطوره خنده‌های تلخ

مرگی بی‌صدا، مانند اجراهایش بر صحنه

چارلی چاپلین در سال ۱۹۷۷، در خواب و در ۸۸سالگی از دنیا رفت. نه زمین خورد، نه با شیء سختی برخورد کرد، نه با کسی درگیر شد و از جایی سقوط کرد؛ فقط خوابید و زندگی پرماجرایش به پایان رسید.

اما چاپلین حتی پس از مرگ هم دست از شگفت‌زده‌کردن دوستدارانش برنداشت؛ زمانی که جسدش دزدیده شد و دوباره به خاک بازگشت، گویا می‌خواست آخرین شوخی‌اش را با جهان کرده باشد.

چارلی چاپلین رفت، اما ولگرد ماند. هنوز هم در خیابان‌های سینما، مردی با کلاه نمدی تلوتلو می‌خورد، زمین می‌افتد، بلند می‌شود و به ما یادآوری می‌کند که زندگی از نزدیک تراژدی و از دور کمدی کوتاهی است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.